|
امام حسین علیهالسلام: بهترین ثروت آن است كه انسان به وسیله آن آبروی خود را حفظ نماید عالم همه قطرهاند و دریاست حسین خوبان همه بندهاند و مولاست حسین التماس دعا
واعظان کاین جلوه در محراب منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند گوئیا باور نمی دارند روز داوری کاینهمه قلب و دغل در کار داور میکنند
از رسول خدا(ص) روایت شده است: مَعَاشِرَ النَّاسِ! تَدَبَّرُوا الْقُرآنَ وَ افْهَمُوا آیاتَهُ وَ انْظُرُوا اِلَی مُحْکَمَاتِهِ وَ لاَتَتَّبِعُوا مُتَشَابِهِهِ! فَوَاللّهِ لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زَوَاجِرَهُ وَلاَیُوَضِّحَ لَکُمْ تَفْسِیَرَهُ اِلاَّ الّذی اَنَا آخُذُ بِیَدِهِ وَ مَصْعَدِهِ اِلَیّ وَ شائِلٌ بِعَضُدِهِ وَ مُعْلِمُکُمْ اِنَّ مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهَذا [علی[ مَوْلاهُ وَ هُوَ عَلیُ بنِ ابی طَالِبٍ اَخِی وَ وَصیّی... .44 ای مردم! در قرآن تدبر کنید و آیات آن را بفهمید و به محکمات آن نظر کنید و از متشابه آن پیروی نکنید! به خدا سوگند! هرگز نواهی آن را برای شما تبیین نمی کند و تفسیر آن را برای شما توضیح نمی دهد مگر کسی که دستش را گرفته و به نزد خود بالا آورده و بازویش را بالا گرفته ام. به شما اعلام می کنم که هر کس من مولای اویم این شخص مولای او است و او علی بن ابی طالب برادر و وصی من است...
معنای انتظار و چگونگی آن یکی از سوالات اساسی در زمان ما یعنی دوران غیبت است و هر مسلمانی که منتظر تحقق وعده ی خداوند است که فرمود: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض...، باید بداند که چشم به راه چه باشد و چگونه انتظار کشد! برای دانستن این چراهای بنیادی به سراغ آثار استاد مطهری رفتیم تا از او راه جوییم در این ظلمات! بنگرید: انواع انتظار فرج مومنِ منتظر، انسانی پاک و تلاشگری است که با نیتی الهی برای ساختن جهانی بسان مدینة النبی شب از روز نمی شناسد. او از خود شروع کرده و به زمینی آباد می اندیشد. از خود آغاز نموده چون کلید فتح جهان را در فتح خویشتن می داند.......
کسی اگر نداند خدا که می داند فقط معطل مایی اگر نمی آیی ....... عید قربان رو به همه دوستای گلم تبریک میگم
گردید کربلای تو یا باقر العلوم هر جا سفر کنم دلم در بقیع تواست دارم بسر هوای تو یا باقر العلوم
یک هفته انتظار دیگر سر آمد و هنوز چشمانمان بر پیچ جاده، چشم براه نشسته ولی اینبار فرق می کند، چه می شود یوسف زهرا در این ماه خدا چشمان روضه دار ما با دیدن روی تو افطار کنند و شیرینی نگاه تو بر کام ما بنشیند. آقاجان ما هنوز منتظریم به این امید که این جمعه ندای تو هنگامی که بر دیوار کعبه تکیه زده ای اذانمان شود و دیدار رویت نصیبمان و نور نگاهت رزق سفره ی دل هایمان......
جـمـعــههـا طـبـع مـن احــســاس تـغزل دارد نـاخـودآگـاه بـه سـمـت تـو تـمایل دارد بـی تـو چـنـدیـسـت کـه در کـار زمیـن حـیرانم مـانـدهام بـی تـو چرا باغچهام گل دارد شـایـد ایـن بـاغـچـه ده قـرن بـه استـقـبـالــت فـرش گـسترده و در دست گلایل دارد تـا بـه کـی یـکسـره یـکریـز نباشی شب و روز مـاه، مـخـفـی شدنـش نیز تعادل دارد کودکی فـال فروش است و به عشقت هر روز میخـرم از پـسرک هـر چـه تفال دارد یـازده پــله زمــیــن رفــت بـــه سـمت ملکـوت یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد هیچ سنگـی نـشود سـنـگ صـبـورت، تـنـهــا تـکـیــه بـر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد
شهادت امام جواد (عليه السلام ) بر عموم شيعيان تسليت باد
ای دُر نـورانیِ ده بحر نـور
****** تا چو منی عقده ز دل وا کنم
خدا كند كه بشكند شبی دلم به پای تو و كاش چاه میشدم كه بشنوم صدای تو تــو اوج خوب بـودنی، تو حالت سرودنی به آسمان رسیدهای، كجاست انتهای تو حضور غیبتت بزرگ، دل نماز را شكست زمین قیام كرده است به شوق اقتدای تو بــیــا تـمــام من بـیـا بـیـا كه نذر كردهام كه هر چه دارم از غزل بریزمش به پای تو بـه انتظار تو دلم نشسته سبز میشود بـیـا بـبـین كـه شاعرم ولی فقط برای تو
معرفت ، محبت ،انتظار سه كلمه زيبا كه با نام ‹مهدي› (عج) در خاطر ما زنده ميشود . انتظار ، بدون محبت و محبت ،بدون معرفت بي معناست . اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي دل بي تو به جان آمد وقت است كه باز آيي دائم گل اين بستان شاداب نميماند درياب ضعيفان را در وقت توانايي مشتاقي و مهجوري دور از تو چنانم كرد كز دست بخواهد شد پاياب شكيبايي ساقي چمن گل را بي روي تو رنگي نيست شمشاد خرامان كن تا باغ بيارايي
وقتی تصور میكنم كه عاشقانه بر سجاده ابر به نماز مینشینی، به وجد میآیم و دوست دارم كه همه وجودم را نثارت كنم. کاش می دانستم در قنوت نمازت چه خبر است. راستش را بخواهی برای درمان بی قراریهایم تجویز شده كه چله نشین نگاه معصوم تو باشم و امروز چهلمین روزی است كه در مسجد چشمانت اعتكاف كردهام. از تو چه پنهان كه دیشب را تا صبح ذكر نام تو را بر لب داشتم و با همه توانم تو را صدا میكردم. حالا كه قرار است گذارت بهاین طرفها بیفتد ، تنها برای زخم صدایم مرهمیبیاور. همین! "برگرفته از سایت تبیان"
ولادت مهربانترین آقای خوبان علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) را به تمام شیعیان تبریک میگم عشق، پنجره فولادت را معنا مىكند و دل به زیارت تو اوج مىگیرد اى ضریح سراسر نور! با دلى آكنده از صداقتهاى تو با جامى تهى از عشق و چشمانى بر گل نشسته به سوى تو مىآیم و پرندگان حرمت عروجت را معنا مىكنند و عاشقانه دانه از لانه نور برمىچینند و تو را مىستایند اى بزرگترین واژه كلام! تو عروج آسمانى كردهاى و تمامى زائران ضریحت را به سوگ عشق نشاندهاى كه همه سینهها و همه جانها تو را مىطلبد اى غریب الغربا!
صبح هنوز روشن نشده بود، و هوا تاریك بود و مردم همدیگر را خوب نمی دیدند، یكی از یاران پیامبر(ص) بنام «ثابت بن قیس» گوشش خوب نمی شنید، وقتی وارد مسجد می شد، مردم به او احترام كرده و راه باز می كردند تا كنار پیامبر(ص) بنشیند و گفتار پیامبر(ص) را بشنود. روزی وارد مسجد شد، مسجد پر از جمعیت بود، او جمعیت را می شكافت و می گفت: جا بدهید تا نزد پیامبر(ص) بروم. تا اینكه نزد یكی از مسلمانان رسید. او به ثابت گفت: همین جا بنشین، ثابت ناگزیر همانجا پشت او نشست، اما خشمگین بود كه چرا آن مرد به او راه نداده است كه نزد پیامبر(ص) برود. هنگامی كه هوا روشن شد، ثابت از او پرسید كیستی؟ او در جواب گفت: فلان كس هستم. ثابت گفت: فرزند فلان زن (در اینجا نام مادرش را با لقب زشتی كه در جاهلیت می بردند برد) آن مرد شرمگین شد و سر خود را به زیر انداخت.در این هنگام آیه 11 سوره حجرات نازل شد و مسلمانان را از این كار زشت (كه همدیگر را با نام زشت یاد كنند) نهی كرد. (1) که (ای كسانی كه ایمان آورده اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره كنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند، و یكدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یكدیگر را یاد نكنید، بسیار بد است كه بر كسی پس از ایمان نام كفرآمیز بگذارید، و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند.) ــــــــــــــــــ 1- المیزان، ج18، ص
چشمه یاد تو هر صبح دلم را در چشمه یاد تو شستشو میدهم و در ملکوت صدای تو به راه می افتم. پلکهایم به دنبال نامت قیام میکنند و برای دیدن تو پاهایم در میان کوچهها می وزند...
دیشب باز هم خواب تو را دیدم. خواب دیدم قیامت شده و همین نامههای شبانه شفاعت مرا کردند. بعد به من گفتند که پیراهنی از شعر بپوش و در صف عاشقان بایست!... هر عاشقی نام معشوق خود را که می برد دری از درهای بهشت به روی او گشوده می شد. نوبت به من که رسید زبانم بند آمد... اما... به یکباره همه سلولهای تنم نام عزیز تو را فریاد کردند... امشب که این نامه به دستت می رسد بر واژههای بی تکلف آن چند قطره مهربانی ببار تااین پرندههای تشنه به سمت آغوشت به پرواز درآیند... همین! "برگرفته از سایت تبیان"
حضرت باقر(علیهالسلام) فرمود :قائم ما نهضت خویش را از مكه مىآغازد، و پرچم و شمشیر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دیگر نشانههاى پیامبر و درخشش گفتار محمدى(صلی الله علیه و آله) با اوست . پس از نماز شامگاه فریاد برمىآورد: اى مردم! شما كه در دیدگاه خدا، زیر فرمان و اراده او هستید، به هوش باشید. به خدا ایمان آرید كه پیامبران را با مشعل كتاب و قانون و برهانهاى روشن، فرستاده است خدا شما را فرمان مىدهد كه براى او شریك قرار ندهید و پاسدار دین و گفتار پیامبر باشید. زنده بدارید آنچه قرآن زنده كرده است. و نابود سازید آنچه قرآن از بین برده است. قلبتان به خاطر هدایت و نجات گمراهان بتپد. من شما را به سوى خدا و پیامبر مىخوانم، كه برنامههاى قرآن را اجرا كنید. باطل را بكوبید و راه و روش پیامبر را به پا دارید. پس از این گفتار، یارانش كه 313 نفر مىباشند، مانند بارانهاى پراكنده پاییز، به هم مىپیوندند. آنها مردانى هستند كه در شب به راز و نیاز با خدا زندهاند و در روز، شیران بیشه شجاعتند. آیة الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود: راه رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است، یاد دائم و عدم غفلت لحظهاى از آن حضرت، آدمى را به محضر آن حضرت مىرساند. یاد دائم حضرت، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسانتر است.
تـا آشنـاى عشق ز اهـل رحـمـتم گروه دین و اندیشه تبیان،
شوق ديدار بیا مهدی بیا در خلوت تنهایی شبهای من سروده غزل جان دوست گلم
گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم گفتا چه کار بهتر از انتظار جانان من راه وصل خود را بر روی تو نبستم گفتم دلم ندارد بی تو قرار و آرام من عقده دلم را امشب دگر گسستم گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست گر نفس را شکستی دستت رسد به دستم گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم پرونده تو دیدم چشمان خود ببستم
از امام صادق(علیه السلام) مىخوانیم: من مات منكم و هو منتظر لهذا الأمر كمن هو مع القائم فى فسطاطه...(3)؛ هر كس بمیرد در حالى كه منتظر امر فرج باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم(عج) و در خیمهاش بوده باشد... . اگر كسى در عصر غیبت مؤمنانه زندگى كند؛ از بدیها و زشتیها دورى گزیند؛ خصال شایسته را پیشه خود سازد؛ وظایف و تكالیفى را كه در صحنه حیات فردى و اجتماعى متوجه اوست به درستى به جا آورد و در انتظار ظهور امامش نیز باشد، خداوند متعال، فرج و گشایش واقعى را ـ كه همان یافتن راه هدایت و رستگارى و رسیدن به سعادت و نیكبختى در دنیا و آخرت است ـ نصیب او مىسازد و در این صورت است كه پیش افتادن و پس افتادن ظهور براى او هیچ تفاوتى نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظَر خویش را درمىیابد.
......دوش مرا حال خوشي دست داد......... ..سينه مارا عطشي دست داد.. نام تو بردم لبم آتش گرفت ........ بيا اي همدم بيكسان ، بيا اي يارو ياور بيچارگان بيا تا بر چشمان خيسم كه اشك فراق را برروي گونه هايم جاري ميسازد و سيلاب اشك در اقيانوس نگاهم را قطره قطره از ديدگانم بيرون ميافكند مرهم گزاري ...... با نگاهم بر روي جاده سبز انتظار ، انتظار لحظه آمدنت را ميكشم اما گويي اين كافي نيست ..... نگاهي به خود مياندازم اين گونه ...اين گونه بايستم در كنار جاده عشق و تلالو انتظار زير لب زمزمه كنم... عرق شرم از گونه هايم جاري ميشود لحظه اي در سكوت .. بدون صداي چهچه بلبلان به خود نظر ميكنم ... اين منم كه با كه كوله باري سنگين كنار اين جاده ايستاده ام...در اين كوله بارم چيست ... بايد ديد ...درون بقچه رنگين زندگي ام را باز ميكنم ...آه خداي من باور نميكنم تلالويييييي رنگين از نور جلوي ديدگانم را ميگيرد گويي هيچ نميبينم وهيچ نميشنوم در يك لحظه جايي قرار ميگيرم كه باور كردنش برايم مشكل است ... لحظه ها سپري ميشود .. به خودم ميآيم ..خواب بود .. آري همانند رويايي بيش نبود باز صداي بلبلان انتظار در گوشم نجوا ميكند كجا رفتم .. آنجا كجا بود همانند قصه ها زيبا ولي نا ممكن .. لحظه اي تفكر وبعد شرمناك در آيينه خود بيني به خود نگريستم ... آري آنجا يي كه ثانيه ثانيه همانند پرنده اي پر كشيدم پرواز در اعماق اعمال ورفتارم بود واي برمن چه كردم با خود كه اين گونه اينجا كه ديگر راه برگشتي به درون آمال وآرزوهايم نيست بايد شرمگين و خجالت زده از كارهايم بايستم حال ديگر پشيماني سودي نخواهد داشت اگر آقايم هم بيايد و مرا با اين شرم ببيند چه كنم آيا دگر فرصتي براي جبران اعمال زشتم دارم........... صدايي از اعماق دور ميگويد اين تفكري در خودت بود تا به خود بيايي بيدار شو از خواب غفلت و جبران كن.. با شنيدن اين صدا بيدار ميشوم و از اينكه اينها تلنگري در زندگيم بود براي از دست ندادن بقيه فرصتهاي زندگيم ، با اراده وعزمي راسخ براي زود تر آمدن آقا دعا كرده و هم تلاش براي بهتر زندگي كردن دنيوي واخروي خواهم كرد انشالله كه همگي از خواب غفلت دنيايي بيدار شده و زندگيمان را با درايت ساخته و براي آخرت خويش تلاش كنيم. "التماس دعا"
ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم از پرده دل راز نگهدار تو باشم دستم تهی و نیست کلافی به بساطم تا بر سر بازار خریدار تو باشم دعا براى فرج امام زمان(عج) وظیفه و تكلیفى است كه در عصر غیبت در روایات بسیارى بر آن تأكید شده است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و ائمه هدى علیهم السلام بر چنین دعایى امر فرمودهاند، حضرت ولى عصر(عج) نیز نه تنها شیعیان خود را به دعا كردن براى تعجیل فرج فرمان داده، بلكه كثرت دعا را از آنان خواستهاند.(1) - در برخى روایات، دعا براى فرج وسیلهاى براى نجات از هلاكت به شمار آمده است. امام حسن عسكرى علیه السلام مىفرماید: به خدا، فرزندم مهدى را غیبتى است كه در آن هیچ كس از هلاكت نجات نمىیابد، مگر كسى كه خداى (عزوجل) او را بر اعتقاد نسبت به امامتش ثابت قدم بدارد و او را در دعا براى تعجیل فرجش توفیق عنایت فرماید.(2) در پایان باید گفت: وقتى كه انتظار فرج والاترین نوع عبادت به شمار مىآید، دعا براى فرج نیز زیباترین جلوه انتظار به حساب مىآید و اصل دعا گرامىترین و محبوبترین چیزها در نزد خداست و تأثیر آن در تغییر دادن تقدیر است. چنان كه در روایات پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله آمده است: "أكْثِر مِنَ الدُّعاء فَإنَّ الدُعاءَ یَردّ الْقَضاءَ"(3) ؛ 1. أكثروا الدعا بتعجیل الفرج. (شیخ صدوق، اكمال الدین واتمام النعمه، ج 2، ص 485). 2. شیخ صدوق، اكمال الدین و اتمام النعمه، ج 2، ص 384. 3. نهج الفصاحه، ص 84، ح 446.
|
About![]()
سلام خوش اومدين Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 Links
باغ نگاه تو
|